تبليغاتX
ایده
پنداری درباب سیاست و فرهنگ و هنر و رسانه


درطول چند سال گذشته پخش فیلم های سینمایی ایرانی از شبکه های مختلف سیما به شدت محدود شده است بخشی از این امر به دلیل تشدید فاصله ی نگاه فرهنگی سینماگران ومدیران سیمای جمهوری اسلامی ایران  وبخشی به دلایل نگاه سلیقه ای برخی مدیران ویا فیلمسازان می باشد که درنهایت باایجاداین محدودیت مدیران سازمان به سمت رفع این خلاء توسط فیلم های سینمای جهان نمودند ولی به دلیل غلبه سینمای هالیوود برسینمای جهان وعدم تطابق فرهنگی اکثرفیلم های سینمای اروپا با فضای فرهنگی رسمی جمهوری اسلامی ایران درنهایت شرایط به سمتی رفت که شبکه های تلویزیونی درسیطره فیلم های هالیوودی قرار گرفت ومدیران سیما برای برطرف کردن این معضل به فکر تولید فیلم های داستانی درچارچوب قواعد سازمان افتادن با هزینه ای درحدود خرید حق پخش تلویزیونی فیلم های سینمایی) البته این مبلغ به مرور افزایش پیداکرد (که نتیجه این امر تولید فیلم های تلویزیونی بسیاری درطول چهارسال اخیر می باشد که از شبکه های مختلف سیما درحال پخش می باشد. اما نکته اینجاست که این فیلم های داستانی که تله فیلم نامیده می شوند درمقایسه با دوساختار برنامه سازی جایگزین یعنی تولید سریال، تله تئاتر،و یا خرید حق پخش فیلم های سینمایی وپخش آنها ازتلویزیون عملا راه حلی نامناسب می باشد که درهیچ یک از اهداف رسمی رسانه ای خود موفق نبوده است البته ممکن است مواردی مانند اشتغال زایی،بازشدن عرصه برای جوانان،جلوگیری از ساخت فیلم های غیر رسمی وزیرزمینی و... از مزایای تولید تله فیلم ها عنوان شود که هیچ کدام از این اهداف جزو وظایف ذاتی  ورسانه ای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نیست واز طرف دیگر هزینه ای که برای این امر پرداخت شده است با نتیجه ی آن تطابق ندارد.درذیل به چند مورد از اشکال های ساختاری تولید این قالب بدیع! برنامه سازی پرداخته می شود ودرپایان راه حل های پیشنهادی ذکر می گردد.
تولید تله فیلم درمقایسه با خرید حق پخش تلویزیونی فیلم های سینمایی ازنظرهزینه تمام شده محصول نهایی
   یکی از برنامه های متداول شبکه های تلویزیونی پخش فیلم سینمایی است که سابقه ی پخش آن از تلویزیون بسیار زیاد است. اما مهمترین خصوصیت این برنامه ها این است که یک فیلم سینمایی پس از تولید وفروش درسینماهای یک کشور وپس از پخش نسخه های آن درویدئو کلوپ ها ودرایران درسوپرمارکت ها وکسب هزینه های فیلم وسود مناسب درنهایت با دریافت هزینه ای برای پخش از تلویزیون دراختیار یک شبکه تلویزیونی قرار می گیرد. این نحوه خرید امتیاز فیلم برای مخاطبان تلویزیون بیشترین نفع را دارد چرا که به عنوان مثال با پرداخت 70میلیون تومان از طرف شبکه بیننده ی محصولی 700 میلیون تومانی خواهند بود)هزینه معمول تولید یک فیلم سینمایی جدی درحال حاضر(وبه همین دلیل است که یکی ازپربیننده ترین برنامه های تلویزیون همیشه فیلم های سینمایی می باشد چرا که هزینه پرداخت شده بابت پخش آن بسیار کمتر ازهزینه محصول می باشد. این نکته ای است که دیگر ساختارهای برنامه های تلویزیونی را شامل نمی شود .درشرایط فعلی تولید یک تله فیلم به طور معمول ودربهترین شرایط درنهایت محصولی خواهد بود که باهمان هزینه ی پرداخت شده تولید شده است نه بیشتر یعنی به طور مثال باهزینه 70میلیون تومان برنامه ای به همان قیمت  وارزش به مخاطبان تحویل می گردد.
هزینه های جانبی که صرف افزایش کیفیت نمی شود وبه حساب تهیه کننده وواسطه های تولید برنامه های تلویزیونی می رودودرمقایسه تله فیلم وسریال افزایش می یابد.
 به طور معمول وطبق عرف برنامه سازی درتلویزیون تهیه کننده یک برنامه تلویزیونی صرف نظر از دستمزد معمول خود مبلغی را به عنوان سود حاصل از این فعالیت اقتصادی درنظر می گیرد که درتولید هر پروژه ای براساس میزان صرفه جویی ویاتوانایی تهیه کننده درطراحی تولید مناسب ویا ... متفاوت خواهد بود حال اگرتصور کنیم که هزینه ی ساخت یک سریال 26 قسمتی با هزینه تقریبا 10 تله فیلم یکسان باشد درمقایسه ی تولید این دو می توان نتیجه گرفت که این هزینه برای یک سریال که قاعدتا یک تهیه کننده خواهد داشت با مثلا 10 تله فیلم که ده نفر تهیه کننده مختلف خواهد داشت چندین برابر خواهد بود  که نتیجه این هزینه اضافه درکاهش کیفیت تله فیلم ها  درنهایت خود را نشان خواهد داد.
ناسازگاری ساختارتله فیلم از جهت ارتباط مخاطب درمقایسه با سریال

درمقایسه ی تولید سریال های تلویزیونی(درقالب های متفاوت 90 قسمتی،ساپ اپرا،الف ویژه و...)به لحاظ هزینه وبازخورد آن نزد مخاطبان ،تولید تله فیلم ساختار اثرگذاری نیست .تلویزیون رسانه ای است که مخاطبان برنامه های آن را درکنار زندگی ورفتارهای روزانه دنبال می کنند واین باعث می شود که به عنوان مثال بسیاری از قسمت های یک سریال  حتی جذاب توسط مخاطبان دیده نشود اما همین مخاطبان با دیدن برخی قسمت ها می توانند همراه داستان ووقایع باشند وتحت تاثیر آن قرار بگیرند وعلاقمند به پیگیری آن باشند که البته این تکنیک ساخت برنامه های نمایشی تلویزیون است که به دلیل تکرار ویا دآوری منظم بخش هایی از داستان ووقایع باعث می شود مخاطب بتواند از هرجایی مخاطب برنامه باشد وندیدن بخش هایی از آن باعث قطع ار تباط مخاطب باآن نگردد اما این امر درتله فیلم وجود ندارد ومخاطب باید برای تماشای آن حتما با علاقه برای تماشای آن برنامه ریزی نماید.
فضای تبلیغاتی فیلم های سینمایی درزمان اکران،اشتیاق مخاطبان تلویزیون را درزمان پخش تلویزیونی به دنبال دارد.
 تهیه وتولید یک فیلم سینمایی از زمان انتخاب عوامل وشروع فیلم برداری تا مراحل تدوین وپخش وجشنواره و... شامل تبلیغ فراوان وجذب وترغیب مخاطبان به دیدن آن می شود وبه همین دلیل زمانی که این فیلم پس از (به عنوان مثال)دوسال از شروع فیلمبرداری وپخش و... با یک تبلیغ مناسب از تلویزیون پخش می گردد بایک عقبه ی تبلیغاتی- مطبوعاتی دوساله همراه است که باعث جذب مخاطب می گردد این امری است که به هیچوجه تله فیلم های ساخته شده از آن بهره نمی برند.
مقایسه تولید تله فیلم وتله تئاتر از جهت امکان تعداددفعات پخش
  تولید تله فیلم ها را در مقایسه با تولید تله تئاتر هم می توان ارزیابی نمود که برای توضیح این امر باید یادآوری نمود که تله تئاتر به دلیل اینکه برمبنای یک اثر هنری مستحکم ومستقل هنری(نمایشنامه)ساخته می شود درصورتی که از کیفیت استاندارد برخوردار باشدقابلیت پخش آن برای دفعات متعدد برای شبکه موجود است به نحوی که تله تئاترهای موفق ایرانی ویاخارجی به عنوان مثال پس از گذشت سالها از تولیدآنها وعلیرغم پیشرفت های تکنیکی برنامه سازی امروز،همچنان از شبکه های تلویزیونی پخش می شود ومخاطب خود رادارد چراکه مهمترین عنصر آن همان نمایشنامه است ومخاطب هر بار بادیدن آن می تواند به لایه های جدیدی از اثر دست پیدانمایدهمانگونه که یک نمایشنامه می تواند قرن ها توسط افرادمختلف وبرای نسل های مختلف اجراشود ولی یک فیلمنامه از چنین قابلیتی برخوردار نیست وفیلم های تاریخ سینما حتی اگر امروز ازبرخی شبکه های تلویزیونی پخش گردد به دلایل تاریخی ویا بررسی های آموزشی می باشد.
یک نظرسنجی ساده
یک نظرسنجی ساده از تماشاگران تلویزیون ویا حتی دست اندرکاران تولید تله فیلم درسیما مبنی برنام بردن از تله فیلم های تاثیر گذار وجذابی که درخاطر ایشان باقی مانده است نتایج بسیار روشن گرانه ای به دنبال خواهد داشت که البته صرفا به معنی ضعف همه ی این تله فیلم ها نخواهد بود بلکه دلیلی برناسازگاری این قالب نوظهور با رسانه ی تلویزیون می باشد.
نگارنده ادعا ندارد که همه ی ساختارهای برنامه سازی تلویزیون های جهان رااز نزدیک بررسی کرده است اما اگر ساختار تله فیلم به عنوان یک ساختار فراگیر درتلویزیون های جهان درجریان تولید وپخش قرار داشت درطول سالیان متمادی تعداد بسیاری از آنها می توانست باقیمت های بسیار مناسب تری از فیلم های سینمایی خارجی خریداری شده واز تلویزیون ایران پخش گرددوعدم این اتفاق دلیل محکمی است براین که این ساختار برای تلویزیون مناسب وبه صرفه نیست.
بادرنظر گرفتن موارد فوق پیشنهادهای نگارنده برای برون رفت از این وضعیت به شرح ذیل می آید:
 هرچند که ورودمجددتلویزیون به عرصه ی تهیه کنندگی فیلم های سینمایی مشکلات خاص خود را به دنبال خواهد داشت اما به نظر می رسد وجود فیلم هایی مانند مهمان مامان ،بادکنک سفید و... به تنهایی ارزش سرمایه گزاری مجدد تلویزیون را دراین عرصه داشته باشد به همین منظور شاید بتوان با کمک بخش هایی از سازمان مانند سیما فیلم وطراحی یک ساختارکم حجم اما کارآمدوآسیب شناسی تجربه های ناموفق درزمینه تولید برخی فیلم های سینمایی غیرقابل پخش ویاناتمام ویافیلم - سریال ها و... بتوان زمینه مشارکت تلویزیون را دربرخی پروژه های سینمایی (البته بانظارت کیفی موثر)فراهم نمود که درنهایت به تولیداتی منجر شود که پس از اکران وعرضه دررسانه های مختلف درنهایت از سیمای جمهوری اسلامی ایران هم قابل پخش باشد. ضمنا به نظر می رسد درصورتی که سازمان بخواهد به این عرصه وارد شود بایدطراحی درصدمشارکت ونحوه ی نظارت سازمان به نحوی باشد که منافع هردوطرف)تهیه کننده وسازمان( تامین شود تاهم تهیه کننده انگیزه ی قوی برای فروش فیلم درگیشه را داشته باشد وهم شرایط سازمان را برای هدف از این مشارکت )پخش از سیما( درنظر بگیرد چراکه تجربه های اشتباه دراین زمینه منجر به ضرروزیان سازمان گردیده است.سازمان ها ،وزارت خانه ها وشرکت ها وحتی افرادحقیقی به دلایل وانگیزه های متفاوتی می توانند علاقمند به سرمایه گزاری درعرصه تله فیلم باشند براین اساس تولید تله فیلم می تواند به عنوان یک ساختار صرفا مشارکتی درنظر گرفته شود که دراین صورت سازمان هایی که علاقمند هستند دراین حوزه با موضوعات موردعلاقه شان سرمایه گزاری نمایند به سمت این مشارکت سوق داده شوند به عنوان مثال حتی برای مناسبت های مذهبی نهادهایی مانند حوزه هنری،واحدهای تبلیغی حوزه علمیه و... می توانند واردعرصه سرمایه گزاری شوند وبا نظارت محتوایی حتی بخشی از مسوولیت سازمان دراین بخش را نیز به شکل غیررسمی برعهده بگیرند واز فشارهای سیاسی،فرهنگی برروی سازمان دراین عرصه ها بکاهند ویا مرکزگسترش سینمای مستند وتجربی که تجربه ی بسیاری درزمینه مشارکت فیلمسازان وتولیدات مشارکتی باایشان دارد می تواند شریک مناسبی برای تولیدات مشارکتی باسازمان برای فیلمسازان جوان باشدبه نحوی که بخشی از هزینه های فیلم توسط مرکز گسترش وفیلمساز وبخشی توسط سازمان تامین گردد ویا سازمان میراث فرهنگی وبسیاری نهاد های دیگر که علاقمند به سرمایه گزاری دراین بخش باشند
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 17:26 | لینک  | 

یک اثرهنری بایک کالای هنری تفاوت اساسی دارد وتلویزیون به عنوان تولیدکننده ی کالاهای فرهنگی هنری  است نه آثارهنری. این نکته ی کلیدی است که توجه به آن مارادرمواجهه وبررسی باتولیدات تلویزیونی راهنمایی می کند.به همین دلیل به ظاهرساده است که سینما تئاترنقاشی موسیقی ودیگرآثارهنری که بخش عمده ای ازبرنامه های تلویزیون راتشکیل می دهندهمچنان پس ازسالها حضوردرتلویزیون همچنان استقلال خودراحفظ کرده است وعلیرغم پخش فیلم های سینمایی وکنسرت های موسیقی و تئاترهای صحنه ای وآثارهنری تجسمی ازاین رسانه ی فراگیراماهمچنان مخاطبین واقعی این هنرها ترجیح میدهند برای دیدن فیلم به سینمابروندوکنسرت های زنده ی موسیقی ازرونق برخورداراست وتئاترهابینندگان خودرادارند.

بادرنظرگرفتن نکته ی فوق به نظرمیرسد ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 16:48 | لینک  | 

 

تلویزیون به عنوان یک رسانه ی فراگیرکه دائمانیازبه تامین برنامه برای آن وجودداردازهمان ابتدای شروع به کاردرجهان نگاه مصرف کنندگی به آثارمختلف هنری داشته است.

نمایش فیلم های سینمایی واجراوپخش نمایش های زنده ازهمان روزهای ابتدایی فراگیری تلویزیون دلیلی براین مدعاست.

تلویزیون دربرخوردواستفاده ازهرگونه ی هنری که به عنوان مواداولیه ی یک برنامه ی تلویزیونی قرارمیگیرد قواعدوویژگی های خودرابه عنوان یک رسانه ی قدرتمندتحمیل مینماید.علیرغم همه ی نکات فوق اغلب هنرمندان تئاتربه دلایل مختلف علاقمند به دیده شدن آثاراجرایی خویش برای طیف وسیعی ازمخاطبان هستند که شرایط ومحدمدیت های سال های اخیر درمحدودیت سالن وتعداداجراعملااکثرنگاههارامعطوف به تلویزیون واستفاده ازطیف وسیع مخاطبان این رسانه نموده است...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 1:55 | لینک  | 

محدوده ی دخالت شهرداری هادرجریانات فرهنگی وهنری شهرها کجاست؟

اگرهنرمندان به عنوان تولیدکنندگان فرهنگی وهنری هستند ودولت ها متولی نظارت براین تولیدات میباشند آیامیتوان برای شهرداری ها به غیرازبسترسازی وفراهم نمودن امکانات سخت افزاری برای تولیدات فرهنگی نقش دیگری راهم درنظرگرفت؟

آیاشهرداری ها باید به دنبال جریان سازی وتعیین جهت گیری فرهنگی هنرمندان شهرباشند؟ یا صرفاباید نقش هماهنگ کننده وتسهیل کننده ی حرکت های هنرمندان شهرباشند؟

باتوجه به سوالات فوق به نظرمیرسد شهرداری هادرسالیان اخیر باورود به عرصه ی تصدی گری دربخش فرهنگ وهنرعملانقش یک نهادولتی ثانویه راایفا کرده اند که باهمان شرایط بخش دولتی (بااندکی تفاوت)به سیاست گذاری وتصدی گری وتولیدات هنری میپردازند...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 19:8 | لینک  | 

فصل تابستان آغازشده است وهمه ی مسوولین دغدغه ی اوقات فراغت جوانان راپیداکرده اند ودراین میان هرنهادی به فراخورحال خود دراین زمینه تلاشی میکند که شاید درجای خودقابل توجه باشد امادراین میان نکته ای که مغفول واقع میشودتوجه به عدم مداخله نهادهای عمومی درحوزه هایی است که بخش خصوصی باهمه ی نامهربانی های اخیر همچنان دست وپاشکسته درآن زمینه ها فعال است.

درروزهای اخیر درسطح شهرستان کرج بنرهای تبلیغاتی فراوانی درباره ی تبلیغات کلاس های آموزشی هنر درحوزه ی هنری این شهربه چشم میخورد. درنگاه اول شاید این تبلیغات به عنوان یک تلاش قابل تقدیر ازطرف این نهادبرای گسترش آموزش های فرهنگی به نظربرسد اماباکمی دقت شایدبتوان زوایای دیگری از این اقدام راهم دید.

یکی ازمهمترین دغدغه های مسوولین ارشدنظام درسالیان اخیرتحقق خصوصی سازی وپیرو آن ابلاغ اصل 44توسط بالاترین مقام کشوربوده است که نشان دهنده ی اهمیت موضوع برای رشد واعتلای کشوردرهمه ی زمینه هاست.صرف نظرازهمه ی اختلاف نظرهای بعضا سیاسی که درسالهای اخیردرمورداین مسئله وجودداشته است امانکته ی کلیدی وغیرقابل تفسیردرموردخصوصی سازی این است که نهاد های عمومی که ازبودجه ی جاری کشوراستفاده میکنند اولاسرمایه گذاری جدیددرحوزه هایی که بخش خصوصی فعال درآن بخش حضوردارد ننمایند ودرمرحله ی دوم تصدی گری خودرادربخش هایی که برای بخش خصوصی صرفه ی اقتصادی دارد ومیتواند به آنهاواردشودبه این بخش واگذار نمایند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 11:15 | لینک  | 

مقدمه:

یکی ازمشکلات لاینحل کشورما حل معضلات مختلف جامعه ی معلمان است که بررسی مواردمختلف این مشکلات ازقبیل حقوق ومزایای پایین وجودمعلمان مازاددرشهرهای بزرگ کمبودمعلمان دروس تخصصی مخصوصادرشهرهای کوچک و...همگی مارابه یک نقطه می رساندکه مهمترین مانع درجهت رفع مشکلات این وزارت خانه ی بزرگ وتاثیرگذار تعدادبالای کارمندان این نهاد می باشد به نحوی که هرتغییرکوچکی درجهت بهبودوضعیت رفاهی ومعیشتی و...ایشان نیاز به منابع بسیاربالای مالی خواهد داشت که عملا این تغییرات رابرای متولیان امربا بن بست مواجه می نماید.

یکی از راهکارهایی که تقریبا ازدهه ی هفتاد برای ایجادتغییرات مناسب دراین وزارت خانه آغاز گردیدهمانا واگذاری امور به بخش خصوصی وتاسیس مدارس غیرانتفاعی برای اولین بار پس از انقلاب بود.این مدارس که باهدف ایفای نقش بخش خصوصی درعرصه ی آموزش وپرورش وکاستن ازحجم سهم دولت دراین بخش آغاز به کارکرد.به نظر میرسداکنون این مدارس پس ازنزدیک به دودهه ازآغازشکل گیری به آن حدی رسیده است که بتوانددر زمینه ی رفع برخی محدودیت های آموزش وپرورش درکشورما نقش آفرینی کند.اماظاهرا...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 6:15 | لینک  | 

آیا موبایل برای کودکان ونوجوانان وسیله ی لازمی است؟

آیا ایجادمحدودیت درمحیط کودکان برای رشدایشان شرط لازم است؟

آیا دریک محیط بازبه لحاظ شرایط امکاناتی میتوان به تربیت موثرکودکان پرداخت؟

آموزش استفاده ی صحیح ازوسایل ارتباطی نظیرتلفن همراه درچه مقطعی چگونه وتوسط چه کسی باید به کودکان آموزش داده شود؟

درصورتی که کودکان ازتلفن همراه استفاده میکنند نحوه ی کنترل آن توسط متولیان تربیت ایشان بایدچگونه باشد؟...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 5:21 | لینک  | 

هنر سينما بدون توجه به بخش تجاري و اقتصادي آن، قطعا نمي‌تواند به عنوان هنري پويا و جريان‌ساز در فضاي فرهنگي يك جامعه به پيش برود، چراكه سرمايه و بازگشت آن، شرط اصلي جريان فيلم‌سازي و هنر ـ صنعت سينماست. از اين رو، هميشه يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي تهيه‌كنندگان و مديران سينمايي، بازگشت سرمايه فيلم‌هاي سينمايي توليد شده است، چراكه در صورت تضمين بازگشت سرمايه، مي‌توان سينمايي فارغ از حمايت‌هاي دولتي ايجاد كرد كه چرخه اقتصادي آن بين سرمايه‌گذار و مخاطب در جريان باشد و در اين ميان، بودجه‌هاي حمايتي بخش سينما مي‌تواند جذب فعاليت‌هاي بنيادي و زيرساخت‌هاي سينما (ساخت سالن‌هاي سينمايي، حمايت از فيلم‌هاي فرهنگي خاص و...) شود.
به نظر مي‌رسد، در صورت ايجاد فضايي براي جذب سرمايه‌هاي سرگردان در جامعه و ايجاد سازوكار مناسب براي اطمينان از بازگشت سرمايه يك فيلم، پيش از توليد آن و جذب افراد در اين زمينه، مي‌توان زمينه‌هاي بروز يك سينماي پويا و متكي بر خود را ايجاد كرد. به همين خاطر، طرح حاضر با نام «مشاركت در توليد و پخش فيلم‌هاي سينمايي در غالب سهام» با توجه به پيش‌فرض‌هاي زير، ارائه مي‌شود:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 16:21 | لینک  | 

طرح انتقال بزرگترین دانشگاه هنرایران به کرج سابقه ای طولانی دارد که گروهی آن راحتی به قبل از انقلاب ارتباط میدهند اماصرف نظر از تاریخچه ی این موضوع از حدودده سال قبل زمینه ی انتقال این دانشگاه از محل چهارراه ولیعصر تهران به منطقه گوهردشت و جنب دانشگاه آزادکرج فراهم شد وپس از کش وقوس های فراوان این انتقال به مرور آغاز شد که باانتقال رشته هایی مانند مجسمه سازی و موسیقی و...به مرور درحال جریان بود. این انتقال از ابتدابامخالفت ضمنی دانشجویان واساتید دانشگاه همراه بود چرا که قلب تپنده ی همه ی وقایع هنری متاسفانه درشهر تهران واقع است ودانشجو واستادی که قرارباشد درشهرکرج برای تعلیم وتعلم مستقر باشد عملا این امکان راازدست میدهد که دائمادرمعرض وقایع وجریانات موردنظرخودباشد.امااین انتقال که درجهت تمرکززدایی از شهرتهران درحال انجام بودوکاملاقطعی مینمود ناگهان طی چندسال اخیر باوقفه مواجه شدوپس ازچندی باانتشاراخباری مبنی برانتقال این دانشگاه به منطقه ای اطراف میدان امام خمینی تهران عملابه نظرمیرسدبه مانند برخی مواردحقوقی کان لم یکن تلقی شده است انگارنه انگار که این همه سرمایه و ساخت وساز وکارگاههای تخصصی ساخته شده وخوابگاه و...همگی درجهت یک هدفی باپشتوانه ی تحقیقاتی و علمی بوده است(شایدهم این تصورماست وازابتداتحقیقی درکارنبوده است)به هرحال این اتفاق درحال وقوع است وازماکاری ساخته نیست اما آنچه که به نظر میرسدبرای ما به عنوان شهروندان کرج دراین موردعبرت آموزاست این است که دلایل این ناکامی راباید دریک کلام عدم هویت شهری درکلانشهرکرج دانست!

اماچرادانشگاه هنردرکرج نماند؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 16:20 | لینک  | 

هفته گذشته به نام پژوهش نامگذاری شده بود ونکته جالب اینکه درنشریات سازمان صداوسیمادرباره این مطلب بسیارنوشته شد اما نکته ای که ذهن بنده را مشغول کرد این بود که همچنان تعریفی که مدیران وگاه برنامه سازان تلویزیون ازپژوهش ارائه می دهند باتعریف آکادمیک پژوهش برنامه سازی متفاوت است.آنچه که درسازمان بعنوان تحقیق ارائه ودریافت میشودهمچنان پژوهش هایی است که به عنوان تحقیق اولیه می شناسیم درصورتی که پژوهش برنامه ای باید براساس تحقیقات اولیه وبانگاه رسانه ای انجام شود تا بتواند مفیددرامربرنامه سازی واقع گردد.کسانی که بانظرایشان این تحقیق ها تصویب وبرآورد ودرنهایت آرشیو میشود ودائمااز عدم تاثیرپژوهش هادرکیفیت برنامه هاگلایه مند هستند هیچگاه فکرنکردندکه آیاسازمان برای ساخت برنامه ای مثلاباموضوع صنایع دستی آیامیتواندبرای پژوهش دراین موردهزینه ای درحدسازمان صنایع دستی انجام دهد؟یااصولابرفرض تامین چنین هزینه ای توسط سازمان منطقی است؟باکمی دقت به نظرمی رسد مشکل اساسی درتعریف واژه ی پژوهش برنامه ای است مطلبی که دردانشکده سازمان تدریس می شود امامتاسفانه درعرصه عمل تاثیرگذار نیست.پژوهشگربرنامه ای کسی است که با شناخت موضوع موردنظر ورجوع به منابع ازمرحله کشف ایده تاتولید وحتی بعدازآن درمرحله نظرسنجی مخاطبان و ارائه نظرات به تهییه کننده و گروه برنامه ساز کمک می کند.ودراین مراحل با معرفی منابع به نویسنده وکشف ایده ی رسانه ای یعنی ایده ای که درآن موضوع برای مخاطب وسیعی جذابیت داشته باشدومعرفی میهمانان برنامه وحتی تماشاگران حاضر دراستودیو برنامه و...عملا تاثیر خودرادربرنامه می گذارد !مشاهده می کنید که این وظایف را عملا در برنامه های مادستیاران تهیه انجام میدهند چراکه احتمالا کسانی که عنوان محقق رایدک می کشند درامربرنامه سازی تلویزیونی قطعا انجام چنین وظایفی را دون شان خود میدانند! وجالب است که گردانندگان امور همچنان بدون توجه به این تفاوت درتعریف همچنان بدنبال دلایل عدم تاثیر تحقیقات انجام شده در کیفیت برنامه ها می گردند.   

نوشته شده توسط مسعودساکت اف در ساعت 16:18 | لینک  |